تبليغاتX
خودکار نارنجی
خودکار نارنجی
یکشنبه نهم فروردین 1388
گردنبند جادوئی ...  

تا حالا شده با دیدن یک گردنبند چوبی احساس کنید تمام وجودتون می لرزه و دوست دارید همیشه پیش اون گردنبند بمونید، همیشه!

به نظرشما این زیباییه گردنبنده که باعث می شه تو این احساس رو داشته باشی یا.......

به هر حال، ای گردنبند جادوییه دوست داشتنی من خیلی مخلصتم!

همیشه مثل انگشتر آبیم کنارم بمون!

(:

شنبه هشتم فروردین 1388
خاکستری متمایل به سبز ...  

خدایا تو تنها از درونم باخبری!

چم شده چرا حالم اینطوریه! مثل کسی هستم که از ترس و تنهایی و ترس از آینده لباش ترک برداشته و کبود شده!

ای خدا، من که می دونستم با اومدن به اینجا نه تنها حالم بهتر نمی شه، بلکه دلتنگیم صد برابر!

خدایا من هیچ وقت ناشکری نمی کنم و تو می دونی آرزوم دیدنشون بوده ولی کمکم کن حالم حداقل از اینی که هست بدتر نشه،که به خودت قسم طاقت ناراحت کردنشون رو اصلا ندارم!

دوست دارم همیشه................

می دونستی، مگه نه؟!

 

جمعه هفتم فروردین 1388
نمونه ...  
می گم چی می شد یه جشن سالانه برگزار می شد در جامعه جهانی در خصوص انتخاب برترین شهروندان دنیا!

من ازالان میتونم برنده رو انتخاب کنم؛

مردم سنگـــــاپور!

باور کنید!!

 

چهارشنبه پنجم فروردین 1388
مشکل ترین کار ...  

تا حالا گذر زمان رو اینقدر سریع احساس نکرده بودم!

بی خود نبود قبل از اومدنم اینقدر خدا خدا می کردم که روز موعود که همون اومدن اینجا باشه دیرتر برسه!

حالا که داره تموم می شه و لحظه سخت ترین کار دنیا فرا رسیده!

تشکر و قدردانی از عزیزترین کسانی که می شناسیشون و اینکه اونها اونقدر به تو محبت کردن و از هیچ کاری کوتاهی نکردن برای لذت بردنت از حضور در اینجا!

اونم وقتی که آدم خودش خوب می دونه هیچ کاری از دستش بر نمی یاد تا بتونه محبتشون رو حداقل به اندازه یک سر سوزن جبران کنه!

خدایا بازم مجبورم بیام سر وقت تو و ازت بخوام که بهم کمک کنی تا بتونم بهشون بگم که چقدر همشون رو دوست دارم. چقدر دوست دارم بهشون بگم هیچ وقت محبتشون رو فراموش نمی کنم!

متشکرم - متشکرم - متشکرم . . . . . . .

سه شنبه چهارم فروردین 1388
درس بزرگ ...  
امروز روز یادگیری یکی از بزرگترین درسهای زندگیم بود.

صداقت، راستی و پاکی.

برنارد برای همیشه مردم آمریکا رو راستگو در ذهن من حک کردی.

ممنون از پاسخ زیبات، ممنون از درستی رفتارت.

 

 

خدایا شکرت که در این دنیا هنوز هم مثل اون زیاد هست

سه شنبه چهارم فروردین 1388
شکر گذاری ...  
ای خدا من که همیشه شکرگذارت بودم و هستم و خواهم بود.

نفر بعدیت رو هم که فرستاده بودی که از من بزرگتره.

با هم یکرنگم نیستیم آخه!

با هم هم قد هم نیستیم آخه!

عجب!

خیلی کارت درسته ها!

البته به این می گن سوء تفاهم، آخه اتفاقی هم که نیوفتاده!

پس بی خیال.

خدایا برای همه چیز شکرت

سه شنبه چهارم فروردین 1388
بزرگترین سوال بی جواب ...  
هر کس فهمید مریم چرا رفت به بزرگترین سوال ذهن من جواب داده!

من که هرچقدر فکر کردم دلیل قانع کننده ای پیدا نکردم، شما چطور؟!

من کم چیز ازش یاد نگرفتم!

مثلاً:

.

.

.

.